X
تبلیغات
رایتل
از امید ،شادی ،سلامتی و موفقیت میگوییم
سه‌شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1387
ملک الشعرای بهار
میرزا محـمد تـقی صبوری، متـخـلص به بـهار، در 18 آذرماه سال 1265 خورشیدی در مشـهـد مـتولد شد. هـنوز به سن 18 سالگـی نرسیده بود که پـدرش، میرزا کاظم صبوری، ملک الشعـرای آستان قـدس رضوی، درگـذشت و به فرمان مظفرالدین شاه، لـقب ملک الشعـرایی پـدر به پسر واگـذار گـردید.
بهـار تخـلص خود را از بهـار شیروانی دارد. این شخـص از سخنوران به نام عـهـد ناصرالدین شاه است که در مشهـد به دوست خود صبوری، پـدر بهـار، وارد شد و در خانه وی درگـذشت.

میرزا محـمد تـقی صبوری، متـخـلص به بـهار، در 18 آذرماه سال 1265 خورشیدی در مشـهـد مـتولد شد. هـنوز به سن 18 سالگـی نرسیده بود که پـدرش، میرزا کاظم صبوری، ملک الشعـرای آستان قـدس رضوی، درگـذشت و به فرمان مظفرالدین شاه، لـقب ملک الشعـرایی پـدر به پسر واگـذار گـردید.
بهـار تخـلص خود را از بهـار شیروانی دارد. این شخـص از سخنوران به نام عـهـد ناصرالدین شاه است که در مشهـد به دوست خود صبوری، پـدر بهـار، وارد شد و در خانه وی درگـذشت.
بهـار ادبـیات فارسی را نخـست نزد پـدر آموخت. از هـفت سالگـی به سرودن شعـر آغاز کرد و چـند سال برای تـکـمیل معـلومات فارسی و عـربی از محضر میرزاعـبدالجواد ادیب نیشابوری و سیدعـلی خان درگـزی استـفاده کرد و پس از آنکه صاحب شغـل دولتی و منصب ملک الشعـرایی شد، به تکـمیل زبان عـربی پـرداخت و از راه مطالعـهً کـتب و مجـلات مصری بر اطلاعات خود افزود و با دنیای نو آشنایی یافت.
بهـار از چهـارده سالگـی به اتـفاق پـدرش در مجامع آزادیخواهان حاضر شد و به واسطهً انس و الفتی که با افـکار جـدید پـیدا کرده بود، به مشروطه و آزادی دل بست. دو سال پس از مرگ پـدر که مشروطیت در کشور ایران مسقـر شد، بهـار به مشروطه خواهان خراسان پـیوست.
بعـد از فوت مظفرالدین شاه که میانهً مجـلسیان و محـمد علی میرزا کشاکش درگـرفت، در مشهـد انجـمنی به نام " سعـادت " به وجود آمد که با انجـمن سعـادت استانـبول و آزادیخواهان باکو ارتباط داشت. بهـار به انجـمن سعـادت راه یافت و در دوره ای که به نام " استـبداد صغـیر " شناخـته شده، با بعـضی از رفـقای حزبی خود، از جـمله سید حسین اردبـیلی، روزنامهً خراسان را پـنهانی به اسم " رئیس الطلاب " انـتـشار داد و نخـستین اشعـار ملی خود را در آن منـتـشر ساخت.
چـندی بعـد که مجاهـدان بخـتیاری و رشت وارد پایـتخـت شدند و محـمد علی شاه به سفارت روس پـناه برد و از سلطنت کناره گـیری کرد، در هـمه جا و از جـمله در مشهـد جشن های ملی برپا شد. اشعـار و سرودهـایی که در شب جشن مشهـد خوانده شد هـمه از بهـار بود.
در سال 1289 خورشیدی حزب دموکرات ایران با تعـالیم حیدرعـمواوغلی، یکی از پـیشگـامان جـنبش ملی، در مشـهـد تاًسیس شد و بهـار که در هـمان سال به عـضویت کمیتهً ایالتی حزب درآمده بود، روزنامهً نوبهـار ناشر افکار و سیاست حزب جدید را دایر کرد.
این روزنامه به واسطهً شهـامت و حـملات تـند و آتـشین خود بر ضد فشار روس ها و دخالت آنان در سیاست داخـلی کـشور اهـمیت خاصی داشت. دولت تـزار در ایران از مسـتـبدان حـمایت می کرد و نـیرو به خراسان آورده بود و روش حزب دموکرات مخالف با سیاست روس و بقای نیزوهای روسی در ایران بود.
روزنامهً نوبهـار با فشار سفارت روس پس از یک سال توقـیف شد و بلافاصله به نام " تازه بهـار " دایر گـردید تا اینکه در محـرم خونین سال 1330 هـجری قـمری با بسته شدن مجلس و پایان مشروطهً دوم این روزنامه هـم به دستور دولت دیکـتاتوری ناصرالملک توقـیف و بهـار با نه نفر دیگـر از افراد حزب به تـهـران تـبعـید گـردید و به قول خود او " هـر چه آزادیخواهان بافته بودند پـنبه شد."
بهـار در آغاز جوانی، ملک الشعـرایی آستان رضوی را داشت و به رسم معـمول زمان در ستایش بزرگـان خراسان و مدح و منقبت اولیای دین قصیده می ساخت. شعـرهای اولیهً بهـار از این قـبـیل است: در رثای پـدر، در مدح مظفرالدین شاه، در مدح حضرت ختمی مرتـبت، در منـقـبت مولای متـقیان، در مدح امام هـشتم ،در مبعـث ولی عـصر، در اعطای یک حلقه انگـشتری از طرف نایب التولیهً آستان رضوی ( با این الزام که در تمام ابـیات لفظ انگـشتری آورده شود)، خمریه، غـدیریه، بهـاریه، اندرز به حاکم قوچان، وفات مظفرالدین شاه، جلوس محـمد علی شاه، صدارت اتابک اعـظم، فـقر و غـنا و امثـال اینها.
بهـار پس از مشروطیت و ورود به حلقهً آزادیخواهان همان قصاید را با انواع تازه ای از شعـر خود به امر انقلاب و آزادی وقف کرد.
اشعـار بهـار در این دوره بسیار پـر شور و گـرم و صمیمی است و استادی و هـنرمندی گـوینده، سخـن او را در سطحی بالاتر از آثـار هـمهً شعـرای عـهـد انقـلاب قرار می دهـد.
امتـیاز بزرگ بهـار در آن است که با وجود انتساب به مکـتب شعـر قدیم توانست شعـر خود را با خواسته های ملت هـماهـنگ سازد و ندای خود را در مسائل روز و حوادثی که هـموطنان وی را دچار اضطراب و هـیجان ساخته بود، بلند کـند.
در این دوره سخنوری به خصوص مستـزادهای او از جـهـت روانی نظم و هـماهـنگی در میان مصراع های بـلند و کوتاه بسیا ر جالب توجه است.
بهـار در زندگی سیاسی خود چـند دوره به نمایندگی مجـلس شورای ملی برگـزیده شد و چـندین بار نیز طعـم زندان را چـشید و در کابـینهً قوام السلطنه به وزارت فرهـنگ منصوب شد. بهـار در دورهً استـبداد رضا شاه به هـمراه سید حسن مدرس با وی به مخالفت برخاست و در سال 1308 خورشیدی مدتی به زندان افـتاد. پس از پایان دورهً ششم مجلس شورای ملی از سیاست کنار کـشید و یکـسره به کار پژوهـش و تـدریس و نویسندگـی پـرداخت.
بهـار در زمینهً ادب و تاریخ ایران تحـقیقات مفصلی انجام داد. وی که سالهـا استاد دانشگـاه تـهـران بود، مقالات متعـددی در مجلهً دانشکـدهً ادبـیات که خود مدیر آن بود منـتـشر کرد. 3 جلد کـتاب " سبک شناسی " هـنوز از کتب معـتـبر و مهـم و کتاب دو جلدی احزاب سیاسی وی از بهـترین منابع شناخت احزاب و دستجات سیاسی در آن برهه از تاریخ، محسوب می شود. تصحیح دو اثر مهـم تاریخی " تاریخ سیستان " و " مجمل اتواریخ " نیز از آثار به یاد ماندنی ملک الشعـرای بهـار است.
میرزا محـمد تـقی بهـار در اردیـبـهـشت سال 1330 هـجری خورشیدی دار فانی را وداع گـفت