X
تبلیغات
رایتل
از امید ،شادی ،سلامتی و موفقیت میگوییم
دوشنبه 27 خرداد‌ماه سال 1387
سنگریزه ها
زندگی را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترین قله ها رسیدی، لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند
دوشنبه 27 خرداد‌ماه سال 1387
گفتگوی خدا با بندگانش
دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من
به ما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من
اگر عمری گنه کردی مباش نومید از رحمت
کلام توبه را بنویس امضا کردنش با من
بیا یک لحظه قبل از مرگ روشن کن حسابت را
بیاور نیک و بد را جمع و منها کردنش با من
اگر درها برویت بسته شد دل بد مکن بازا
تو دق الباب کن واکردنش با من
به من برگو تو حاجت را اجابت می کنم آنی
طلب کن آنچه می خواهی مهیا کردنش با من
چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن
غم فردا مخور تامین فردا کردنش با من
به قرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان
بخوان این آیه را تفسیر و معنا کردنش با من
یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1387
سورنا
سورنا (سردار بزرگ ایرانی)
سورنا (سورن پهلو) یکی از سرداران بزرگ و نام‌دار تاریخ در زمان اشکانیان است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان در بهار ۲۰۶۰ سال پیش فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شکستگی سخت و تاریخی روبرو ساخت. او جوانی بود آریایی، خردمند، نیکو‌چهره، تنومند، دلیر، بلندبالا، با موی بلند و ظریف که پیشانی‌بندی به سبک ایرانیان باستان بر سر می‌بست.
وی از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی (در زمان اشکانیان و ساسانیان) بود. سورن در زبان فارسی پهلوی به‌معنی نیرومند می‌باشد. (نمونه دیگر این واِِژه در کلمه اردی‌سور آناهیتا یعنی ناهید بالنده و نیرومند بکار رفته است.)
از دیگر نام‌آوران این خاندان وینده‌فرن (گندفر) است که در سده نخست میلادی استاندار سیستان بود؛ قلمرو او از هند و پنجاب تا سیستان و بلوچستان امتداد داشت. برخی پژوهشگران او را با رستم دستان قهرمان حماسی ایران یکی می‌دانند. ذکر نام رستم در منظومه پهلوی اشکانی درخت آسوریک ارتباط او را با اشکانیان نشان می‌دهد ادامه مطلب ...
یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1387
تاریخ پرچم ایران
تاریخ پرچم ایران
نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک(ضحاک) بر میگردد...

. در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید.فریدون نیز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پیش بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان " درفش کاویان " پدید آمد. نخستین رنگهای پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه ای ویژه بر روی آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله اعراب به ایران، بویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می گفتند، هر چند این درفش کاویانی اساطیری نبوده است. محمدبن جریر طبری در کتاب تاریخ خود به نام الامم و الملوک مینویسد
ادامه مطلب ...
یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1387
عمر
عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید
یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1387
بزرگ اندیشی
بزرگ اندیشی به راستی جادو میکند. بزرگ بیندیشید تا بزرگ زندگی کنید
یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1387
بیاد داشته باشید
همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد · تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است · دشوارترین قدم، همان قدم اول است · عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید · آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده

یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1387
زندگی جاویدان
پروردگارا ... بگذاردر هر کجا که نفرت است عشق درو کنم .هر جا آسیب است عفو ، هر جا شک است ایمان ، هر جا نوامیدی است امید. هر جا تاریکی است نور و هر جا غم است سرور. پروردگار عالم به من لطف کن تا بیشتر در پی تسکین بخشیدن باشم تا آرام شدن همانطور که می فهمم فهمیده شوم. همانطور که دوست دارم دوست داشته شوم زیرا دراثر دادن است که دریافت می کنم، دراثربخشیدن است که بخشیده می شوم در مرگ خود است که در زندگی جاویدان متولد می شوم .

یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1387
آن زمان
 زمانی که ، به راستی ، با همه وجود خود آرزویی داشتی ، کل کاینات به نحوی عمل می کنند



که "تو" بتوانی به "آرزوی" خود برسی..."

یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1387
برایت آرزو دارم(۲)
برایت همچنان آرزو دارم
دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بیشترمورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غره نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگه دارد.


صفحه قبلی    1       ...       27       28       29       30       31       ...       48    صفحه بعدی